ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
43
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
اين استخوان و دندان يكى استخوانست به دو باره نام [ وى ] « 1 » لحى الاسفل و ببارسى فك زيرين و اين استخوان به دو باره است و ميان زنخدان بر درزى است و اين استخوان را باز كشتن است بسوى سر و يكى كژى است ورا وز قحف سر يكى سولاخ است جن حلقه و آن كژى فك زيرين بدان حلقه اندر افتد نام آن حلقه زفرين « 2 » و دو زفرين « 2 » است يكى سوى راست و يكى « 3 » سوى جب تا جن دهان باز روذ « 4 » باز « 4 » فراز روذ لحى الاسفل بيرون نيفتد و آن حلقه ورا نكاه دارذ . و عدد دندانها « 5 » از زبر و از بر « 5 » سى و دو دندان است جهار بيشين دو از بر و دو از زير نام ايشان قواطع و جهار ديكر دو از بر و دو از زير ببهلوء اين « 6 » قواطع نام ايشان ثنايا و اين را از بهر آن ثنايا خواندهاند كى يار بوند مر قواطع را بفعل و ببهلو اين ثنايا جهار دندان ديكرست دو از بر و دو از زير نام ايشان كواسر و نيز انياب خوانندشان « 7 » و ببارسى اشره « 8 » و بيست دندان ديكرست ده از زير و ده از بر بنج از سوى راست و بنج از سوى جب نام اين دندانها بتازى اضراس « 9 » و طواحن خوانندش نيز و ببارسى دندانهاى خائيذن « 9 » و دو استخوان بوذ از زير قحف [ سبس كوش نام ايشان خوششا و دو استخوان زير قحف ] « 10 » نام ايشان « 11 » حجاج و ببارسى استخوان ابرو « 12 » خوانند و اين جاى كه سولاخ كوش بوى « 13 » است دو استخوانست بتازى ورا عظام الحجرى خوانند و بعضى از خداوندان تشريح اين استخوانها را ديكر ( f . 37 ) داشتهاند
--> ( 1 ) - از « ف » افزوده شد . ب ه : او ( 2 ) - م : زرفين ( 3 ) - ف : و ديكر . ( 4 - 4 ) - ف : با ( 5 - 5 ) - ف : زير و زبر ( 6 ) - ف : « اين » ندارد ( 7 ) - ف : خواندهاند ( 8 ) - در « ب ه » كلمهاى ناخواناست . م : اشتره ( 9 - 9 ) - ف : خوانند و طواحن و ببارسى دندانهاء خائيده ( 10 ) - از « ب ه » ( صح ) افزوده شد . م : از بس كوش نام ايشان بتازى حششاو و دو استخوان زير قحف ( 11 ) - ف : او ( 12 ) - ف : « ابرو » ندارد ( 13 ) - ف : « بوى » ندارد